ترجمه "assign" به فارسی
اختصاص دادن, نسبت دادن, برگماشتن بهترین ترجمه های "assign" به فارسی هستند.
assign
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To designate or set apart something for some purpose. [..]
-
اختصاص دادن
and to assign value to gestures that you do
و تا اختصاص دادن حرکات وقتی که
-
نسبت دادن
verb -
برگماشتن
-
ترجمه های کمتر
- گماشتن
- (حقوق - معمولا جمع) رجوع شود به assignee
- (حقوق) حواله کردن
- اسناد دادن
- انتقال دادن
- تخصیص دادن
- تعيين كردن
- تعیین کردن
- تفویض کردن
- تکلیف درسی دادن
- سهم دادن
- غصب کردن
- قایل شدن
- قلمداد کردن
- مقرر داشتن
- نام بردن
- واگذار کردن
- وظیفه تعیین کردن
- کنار گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assign " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assign" با ترجمه به فارسی
-
نسبتدهی افزوده
-
عنوان گذاری کردن
-
عوامل قابل شناسائی
-
واگذاری انتصاب تخصیص
-
انتساب تصادفی
-
در حال مأموریت
-
واگذاری نقش و مسؤولیت
-
انتقال دهنده · حواله دهنده · واگذار کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن