ترجمه "attempt" به فارسی

سعی, قصد, کوشش بهترین ترجمه های "attempt" به فارسی هستند.

attempt verb noun دستور زبان

The action of trying at something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سعی

    You always attempt to conserve energy in doing any job.

    همیشه سعی دارید در هر کاری که میکنید انرژی خود را ذخیرهسازی کنید.

  • قصد

    noun

    Valeria, there was an attempted hit at the Monaco building.

    والريا ، توي هتل موناکو يه سوء قصد اتفاق افتاده

  • کوشش

    noun

    Pierre went up to him, though he knew his attempt would be vain.

    پییر میدانست که از کوشش خود نتیجه نمیگیرد ولی با این حال به سوی او رفت.

  • ترجمه های کمتر

    • جهد
    • کوشیدن
    • تلاش
    • مجاهدت
    • سنجیدن
    • آزمودن
    • (به قصد جان) حمله کردن
    • (قدیمی) وسوسه کردن
    • جد و جهد
    • جهد کردن
    • سعی بلیغ
    • سعی کردن
    • محک زدن
    • کوشش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attempt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attempt" با ترجمه به فارسی

  • خواسته · قصد کرد · کوشش کرد · کوشید
  • درمعرض سوء قصد · قابل صرف جدیت · کوشیدنی
  • یراک قفومان ششوك
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
  • رسیدن · مبادرت به کاری ورزیدن · کوشش کردن
اضافه کردن

ترجمه های "attempt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه