ترجمه "attend" به فارسی

رفتن, (قدیمی) منتظر بودن, بودن در بهترین ترجمه های "attend" به فارسی هستند.

attend verb دستور زبان

(archaic, transitive) To listen to (something or someone). [from 15th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    He became very involved in school activities and stopped attending meetings and participating in the preaching work.

    پس، از رفتن به جلسات و موعظه دست کشید و خود را با فعالیتهای مدرسه مشغول ساخت.

  • (قدیمی) منتظر بودن

  • بودن در

  • ترجمه های کمتر

    • توام بودن با
    • توجه کردن
    • توجه کردن به
    • حضور داشتن
    • حضور یافتن
    • حضوربهم رساندن
    • حمایت کردن از
    • دستگیری کردن
    • دستیاری کردن
    • رسیدن به
    • رسیدگی کردن به
    • رفتن با
    • شرکت جستن
    • شرکت داشتن در
    • ملحق شدن
    • همراهی کردن
    • پایمردی کردن
    • پرستاری کردن
    • پیوستن به
    • چشم به راه بودن
    • گوش فرا دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attend" با ترجمه به فارسی

  • حضور و غیاب کردن
  • ملتزمین
  • بودن در · تیمار · حضور · حضور و غیاب · حضوریابی · خدمت · رسیدگی · پرستاری
  • زمان حضور
  • با مراقب · توجه شد · رسیدگی کرد
  • شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · ملاقات کننده · گوش دهنده
  • (در مدارس) ناظم · سرپرست حضور و غیاب شاگردان
  • دفتر حضور و غیاب
اضافه کردن

ترجمه های "attend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه