ترجمه "attracted" به فارسی
جذب کرد, جلب شد بهترین ترجمه های "attracted" به فارسی هستند.
attracted
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of attract. [..]
-
جذب کرد
We kept trying to attract their attention by waving our life jackets and whistling.
تلاش برای جذب کردن توجه آنها با تکان دادن ژاکت های نجات و سوت زدن را ادامه دادیم.
-
جلب شد
The carnival had its share of nubile girls, and they were attracted to the young boy.
در ان جا دختران زیبای فراوانی هم بودند که از همان آغاز توجهشان به جف جلب شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attracted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attracted" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به centrosphere
-
جاذبههای گردشگری
-
بچه قشنگ · نفس اماره
-
جاذبه بین فردی
-
جاذبه · جاذبه زمین · قوه جاذبه
-
(فیزیک - گیاه شناسی) جاذبه ی شعریه · مویین کشش (capillary action هم می گویند) · کشش آوندی
-
بطورکشنده یاجاذب
-
جاذبیت · دلربایی · کشندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن