ترجمه "attracter" به فارسی
مغناطیس, موجب جلب توجه, چیز جالب توجه بهترین ترجمه های "attracter" به فارسی هستند.
attracter
noun
an entertainer who attracts large audiences; "he was the biggest drawing card they had" [..]
-
مغناطیس
nounMagnets of opposite poles attract one another.
مغناطیس های با قطب مخالف همدیگه رو جذب میکنن.
-
موجب جلب توجه
noun -
چیز جالب توجه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attracter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attracter" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به centrosphere
-
جاذبههای گردشگری
-
بچه قشنگ · نفس اماره
-
جاذبه بین فردی
-
جاذبه · جاذبه زمین · قوه جاذبه
-
(فیزیک - گیاه شناسی) جاذبه ی شعریه · مویین کشش (capillary action هم می گویند) · کشش آوندی
-
بطورکشنده یاجاذب
-
جاذبیت · دلربایی · کشندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن