ترجمه "attraction" به فارسی
جاذبه, جذب, کشش بهترین ترجمه های "attraction" به فارسی هستند.
attraction
noun
دستور زبان
An event or location that has a tendency to attract visitors [..]
-
جاذبه
nounAnd there's no doubt our attractions will drive kids out of their minds.
و بدون شک جاذبه هاي ما بچه ها رو از خودشون بي خود ميکنه.
-
جذب
nounThis heightened feeling of positive energy activates your powers of attraction.
این احساس انرژی مثبت بیشتر، بر میزان توان جذب کردن شما میافزاید.
-
کشش
It was only an attraction, but it was very vivid and rather disturbing.
این یک کشش بیش نبود، اما بس نیرومند و اندکی هم پرآشوب.
-
ترجمه های کمتر
- جذابیت
- گیرایی
- دلربایی
- گرایش
- ربایش
- مغناطیس
- دلکشی
- دلبری
- (فیزیک) جاذبه
- به خودکشی
- مجذوب سازی
- موجب جلب توجه
- همگرایش (در مقابل : دفع
- وازنش repulsion)
- چیز جالب
- چیز جالب توجه
- چیز دلربا یا گیرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attraction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attraction" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به centrosphere
-
جاذبههای گردشگری
-
بچه قشنگ · نفس اماره
-
جاذبه بین فردی
-
جاذبه · جاذبه زمین · قوه جاذبه
-
(فیزیک - گیاه شناسی) جاذبه ی شعریه · مویین کشش (capillary action هم می گویند) · کشش آوندی
-
بطورکشنده یاجاذب
-
جاذبیت · دلربایی · کشندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن