ترجمه "authorization" به فارسی
اجازه, مجوز, اختیار بهترین ترجمه های "authorization" به فارسی هستند.
(uncountable) Permission. [..]
-
اجازه
nounGet permission from the authorities to come see me in jail.
بعداً سر فرصت از مقامات مسئول اجازه بگیرید و در زندان به ملاقاتم بیایید.
-
مجوز
The process of granting a person, computer process, or device access to certain information, services or functionality. Authorization is derived from the identity of the person, computer process, or device requesting access, which is verified through authentication.
Can you prove legal authorization to make such a commitment for your employer?
مي تونيد مجوز قانوني براي پرداخت چنين مبلغي ، براي کارفرماتون ارائه بديد ؟
-
اختیار
nounAnd Nephi did minister with apower and with great authority.
و نیفای با قدرت و با داشتن اختیار زیاد تعلیم داد.
-
ترجمه های کمتر
- کسب اجازه
- تنفیذ
- تجویز
- تسلط
- غلبه
- فرمان
- (حقوق) اختیار قانونی
- اجازه ی قانونی
- صلاحیت حقوقی
- مدرک قانونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " authorization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "authorization" با ترجمه به فارسی
-
اختیار ستادی
-
اختیار · اختیار اجازه · اختیارات قدرت · حق صدور دستور، و اجرای آن به کمک پاداش یا تنبیه را، اختیار گویند. به عبارت دیگر بخشی از قدرت که از منصب های سازمانی ناشی می شود اختیار نامیده می شود. · ساختار اختیار
-
کارمند غیرمجاز
-
سیستم تصویب کار