ترجمه "authorize" به فارسی
اجازه دادن, اختیار دادن, تصویب کردن بهترین ترجمه های "authorize" به فارسی هستند.
authorize
verb
دستور زبان
(transitive) to grant someone the power or authority to do something specific [..]
-
اجازه دادن
verbAll I can tell you is they've been authorized.
تنها چیزی می تونم بگم اینه که بهمون اجازه دادن اینجا رو بکنیم
-
اختیار دادن
-
تصویب کردن
IN THE year 1911, British authorities passed a law designed to save the lives of coal miners.
در سال ۱۹۱۱ دولت بریتانیا قانونی برای امنیت جانی کارگران معدن زغالسنگ تصویب کرد.
-
ترجمه های کمتر
- تنفیذ کردن
- توجیه کردن
- جواز دادن
- حق داشتن
- دارای صلاحیت کردن
- روا دانستن
- قادر کردن
- قدرت دادن
- ماموریت دادن
- مجاز کردن
- موجه شمردن
- نداد رايتخا ،نداد هزاجا
- وکالت دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " authorize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "authorize" با ترجمه به فارسی
-
اختیار ستادی
-
اختیار · اختیار اجازه · اختیارات قدرت · حق صدور دستور، و اجرای آن به کمک پاداش یا تنبیه را، اختیار گویند. به عبارت دیگر بخشی از قدرت که از منصب های سازمانی ناشی می شود اختیار نامیده می شود. · ساختار اختیار
-
کارمند غیرمجاز
-
سیستم تصویب کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن