ترجمه "authorized" به فارسی
مجاز, دارای اختیار, روا بهترین ترجمه های "authorized" به فارسی هستند.
authorized
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of authorize. [..]
-
مجاز
adjectiveAnd further: I forbid you altogether to write anything in future without my authority.
علاوه بر آن، در آینده، بدون اجازهٔ من به طور کلی مجاز نیستید چیزی بنویسید.
-
دارای اختیار
• What good reason do we have for honoring those who have authority?
• برای احترام به کسانی که دارای اختیار و مسئولیت هستند چه دلیل خوبی در دست داریم؟
-
روا
-
ترجمه های کمتر
- ماذون
- مصوب
- معتبر
- مورد تایید و تصدیق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " authorized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "authorized" با ترجمه به فارسی
-
اختیار ستادی
-
اختیار · اختیار اجازه · اختیارات قدرت · حق صدور دستور، و اجرای آن به کمک پاداش یا تنبیه را، اختیار گویند. به عبارت دیگر بخشی از قدرت که از منصب های سازمانی ناشی می شود اختیار نامیده می شود. · ساختار اختیار
-
کارمند غیرمجاز
-
سیستم تصویب کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن