ترجمه "barefaced" به فارسی
پررو, بی پروا, آشکار بهترین ترجمه های "barefaced" به فارسی هستند.
barefaced
adjective
دستور زبان
Open, undisguised [..]
-
پررو
adjective -
بی پروا
adjective -
آشکار
-
ترجمه های کمتر
- باز
- وقیح
- برنجی
- گستاخ
- قلب
- با صورت آشکار
- بدون ریش و سبیل
- بی باک
- بی حجاب
- بی حیا
- بی شرم
- روی باز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barefaced " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن