ترجمه "barefooted" به فارسی
باپای برهنه, باپای پتی, برهنه پا بهترین ترجمه های "barefooted" به فارسی هستند.
barefooted
adjective
adverb
دستور زبان
Without shoes on, shoeless. [..]
-
باپای برهنه
-
باپای پتی
-
برهنه پا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barefooted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barefooted" با ترجمه به فارسی
-
بی کفش و جوراب · پابرهنه · پابرهنگی
-
(چین کمونیست) دکتر غیر متخصص که تحصیل کمی دارد و در دهات خدمات اولیه و اساسی پزشکی را ارائه می دهد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن