ترجمه "bedraggled" به فارسی
خیس, کثیف, مخروبه بهترین ترجمه های "bedraggled" به فارسی هستند.
bedraggled
adjective
verb
دستور زبان
wet and limp; unkempt [..]
-
خیس
adjectiveWell, move along, then! said Professor McGonagall sharply to the bedraggled crowd.
پروفسور مکگونگال بلافاصله به دآنشآموزآن خیس و آشفته گفت: دی گه راه بیفت ین، بچهها!
-
کثیف
adjectivewhen at any moment a dung bedraggled fowl could settle upon his writing table.
در حالی که هر لحظه پرندهی کثیف میتوانست روی میز تحریر او جای بگیرد.
-
مخروبه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- الوده
- ژولیده، کالیده
- متزلزل
- گل الود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bedraggled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bedraggled" با ترجمه به فارسی
-
در منجلاب کشیدن · در گل و خاک کشیدن · گل آلود و کثیف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن