ترجمه "bey" به فارسی
بگ, بیگ, (ترکیه) بیک بهترین ترجمه های "bey" به فارسی هستند.
bey
noun
دستور زبان
A governor of a province or district in the Turkish dominions; also, in some places, a prince or nobleman; a beg; as, the bey of Tunis. [..]
-
بگ
governor of a Turkish dominion
-
بیگ
Turkish title
but a sergeant came after, and took me roughly by the arm, saying 'The Bey wants you'.
ولی یک گروهبان جلو آمد و با خشونت بازویم را گرفت و گفت: بیگ شمارا کار دارد !
-
(ترکیه) بیک
-
(در گذشته) عنوان حاکی از جاه و مقام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bey" با ترجمه به فارسی
-
لیو بی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن