ترجمه "bewitch" به فارسی

افسون کردن, فریفتن, اغفال کردن بهترین ترجمه های "bewitch" به فارسی هستند.

bewitch verb دستور زبان

to cast a spell on someone or something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسون کردن

    verb

    Black had bewitched them, I saw it immediately.

    من بلافاصله فهمیدم که به لک او نارو افسون کرده.

  • فریفتن

    verb
  • اغفال کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دل بردن از
    • شیدا کردن
    • طلسم کردن
    • فریب خوردن
    • مجذوب و مسحور کردن
    • مسحور شدن
    • مفتون کردن
    • هیپنوتیزم شدن
    • هیپنوتیزم کردن
    • واله کردن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bewitch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bewitch" با ترجمه به فارسی

  • افسونگر · دلربا · فریبنده
  • افسون · افسون زدگی · افسونگری · جادو · جادو (bewitchery هم می گویند) · سحر · طلسم · طلسم زدگی · لوندی
  • افسونگر · دلربا · فریبنده
  • افسونگر · دلربا · فریبنده
اضافه کردن

ترجمه های "bewitch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه