ترجمه "bewildering" به فارسی

گمراه کردن, گیج کرن بهترین ترجمه های "bewildering" به فارسی هستند.

bewildering adjective noun verb دستور زبان

Very confusing, perplexing, or baffling, often due to a very large choice being available. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گمراه کردن

  • گیج کرن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bewildering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bewildering" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) گمراه کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · حیران کردن · سردرگم کردن · سرگردان کردن · سرگشته کردن · شگفت زده کردن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · متحیر کردن · گیج کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bewildering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه