ترجمه "bindle" به فارسی
(امریکا - خودمانی) بقچه (مثلا بقچه ی رختخواب که گدایان ولگرد بر دوش می کشند) ترجمه "bindle" به فارسی است.
bindle
noun
دستور زبان
(now Scots) Any given length of cord, rope, twine, etc, used to bind something. [..]
-
(امریکا - خودمانی) بقچه (مثلا بقچه ی رختخواب که گدایان ولگرد بر دوش می کشند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bindle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bindle"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن