ترجمه "binge" به فارسی
عیاشی, (در هر کاری) زیاده روی, (عامیانه) بهترین ترجمه های "binge" به فارسی هستند.
binge
verb
noun
دستور زبان
A short period of excessive consumption, especially of excessive alcohol consumption. [..]
-
عیاشی
nounor you ran out of drugs, or you went on a three day party binge
یا داروهایتان تمام شده، یا به یک مهمانی عیاشی سه روزه رفتید
-
(در هر کاری) زیاده روی
-
(عامیانه)
-
ترجمه های کمتر
- اشباع شدن
- اقناع شدن
- ریخت و پاش
- زیاده روی در خوردن و نوشیدن
- شراب خواری
- عنان گسیختگی
- میگساری و عیاشی کردن
- نوش و نیش
- پر خوردن
- پر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "binge" با ترجمه به فارسی
-
نوعی گیلاس شیرین و تیره رنگ
-
بینگ کرازبی (خواننده و بازیگر امریکایی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن