ترجمه "blight" به فارسی

بادزدگی, آفت, آسیب بهترین ترجمه های "blight" به فارسی هستند.

blight verb noun دستور زبان

any of many plant diseases causing damage to, or the death of, leaves, fruit or other parts [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادزدگی

  • آفت

    noun

    These children are victims of the crop blight in Scotland.

    این بچه ها قربانی محصول آفت زده در اسکاتلند هستن.

  • آسیب

    noun

    so blighted your youth, is not your wife, nor are you her husband.

    و اینطور به جوانی تو آسیب رسانده زن تو نیست، و تو هم شوهر او نیستی.

  • ترجمه های کمتر

    • تباهی
    • مصیبت
    • آتشک
    • بلاستها
    • ناکامگر
    • زنگار
    • بلا
    • (گیاه) آسیب دیدن
    • آفت زده کردن
    • بیماری گیاهی (در اثر خاک یا هوا یا انگل یا حشرات)
    • تباه گر
    • زنگ زدگی (گیاه)
    • مایوس کننده
    • نابود کننده
    • هر چیز ویرانگر یا بد
    • کپک یا شپشک زدگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blight " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blight"

عباراتی شبیه به "blight" با ترجمه به فارسی

  • (کشاورزی) آتش آفت (آفت درختان میوه که توسط ترکیزه ای بنام Erwinia amylovora ایجاد می گردد و منجر به سیاه شدن برگ هامی شود) · آتشك
  • آتشک زده، باد زده · بادخورده · بادزده · زنگ زده · شپشه گرفته · محروم · ناکام
  • (کشاورزی) بیماری درخت شاه بلوط که توسط قارچی به نام لاتین Endothia parasitica ایجاد می شود
  • بادزدگي زودرس (آلترناريا)
  • آتشک زده، باد زده · بادخورده · بادزده · زنگ زده · شپشه گرفته · محروم · ناکام
  • آتشک زده، باد زده · بادخورده · بادزده · زنگ زده · شپشه گرفته · محروم · ناکام
اضافه کردن

ترجمه های "blight" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه