ترجمه "blimp" به فارسی

بلیمپ, سوسیس, هواایست بهترین ترجمه های "blimp" به فارسی هستند.

blimp verb noun دستور زبان

An airship constructed with a non rigid lifting agent container. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلیمپ

    non-rigid airship

  • سوسیس

    noun
  • هواایست

  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه) بالون (دارای محفظه برای سرنشین یا بدون آن)
    • (گاهی با B بزرگ) آدم قمپز در کردن
    • آدم لافزن ومحافظه کار (به ویژه اگر افسر بازنشسته باشد)
    • هواناو بادکنکی
    • کشتی هوایی بادکنکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blimp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blimp noun دستور زبان

A military middle class Englishman intolerant of others’ ideas. [..]

+ اضافه کردن

"Blimp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blimp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "blimp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه