ترجمه "blister" به فارسی

تاول, تاول زدن, ابله بهترین ترجمه های "blister" به فارسی هستند.

blister verb noun دستور زبان

A small bubble between the layers of the skin that contains watery or bloody fluid and is caused by friction and pressure, burning, freezing, chemical irritation, disease or infection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاول

    noun

    bubble on the skin [..]

    He finally wrapped one raw and blistered hand around the guardrail cable at five o'clock that afternoon.

    بالاخره دست کنار جاده رسید مجروح و تاول زدهاش به نرده ساعت ۵ بعدازظهر بود.

  • تاول زدن

    verb

    This tyrant, whose sole name blisters our tongues,

    اين ستمگر که حتي نامش باعث تاول زدن زبان هايمان ميشود

  • ابله

    noun

    Nick's developed blisters all over his feet and legs.

    ابله تمام پاي " نيک " رو فرا گرفته

  • ترجمه های کمتر

    • سوزاندن
    • آبدان
    • (در ترن و هواپیما و غیره) محفظه ی شیشه ای برای مشاهده یا ایمنی و غیره
    • تاول کردن
    • جعبه یا محفظه ی بادکرده ی پلاستیکی (که برخی فراورده ها را در آن قرار می دهند)
    • زخم زبان زدن
    • سخت کتک زدن
    • هر چیز تاول مانند (مثلا در گیاهان یا در سطح رنگ کاری شده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blister " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "blister" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) سوسک تاول زا (ازتیره ی Meloidae - آفت گیاه است)
  • مس جوشدار (مسی که درجه ی خلوص آن بین 69 تا 99 است و سطح آن در اثر حباب های اکسید سولفور آبله گون است)
  • بداخلاق · تند · تیز · سخن تند · کینه جو
  • بستهبندی حبابی
  • (گیاه شناسی) زنگ تاول (آفت درختان کاج که توسط قارچی به نام Cronartium ribicola ایجاد می شود)
  • تاول آبدار · تاول پر آب
  • تبخال
  • آبله دار، آبله زده، پر آبله
اضافه کردن

ترجمه های "blister" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه