ترجمه "blithe" به فارسی
خوش, بی غم, شوخ بهترین ترجمه های "blithe" به فارسی هستند.
blithe
adjective
دستور زبان
(dated or literary) Happy, cheerful. [..]
-
خوش
adjectiveWhen he had gone as far as his ticket would take him he got out blithely and took to the road on foot.
چون به انتهای مسافت مقرّر در بلیت خود رسید، خوش و خندان پیاده شد و به راه افتاد.
-
بی غم
adjective -
شوخ
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خوشدل
- سبکبال
- دلشاد
- مهربانی
- به رنگ روشن
- بی فکر
- بی مبالات
- بی ملاحظه
- خوش قلب
- زنده دل
- شاد و خرم
- نرم وملایم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blithe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن