ترجمه "blitz" به فارسی
یورش, ایلغار, تازش بهترین ترجمه های "blitz" به فارسی هستند.
blitz
verb
noun
دستور زبان
A sudden attack, especially an air raid; usually with reference to The Blitz. [..]
-
یورش
noun -
ایلغار
-
تازش
-
ترجمه های کمتر
- (ارتش) حمله ی شدید و ناگهان (به ویژه با تانک و هواپیما)
- (انگلیس - Bبزرگ) بمباران شهرهای انگلیس توسط هواپیماهای آلمانی در 1
- (فوتبال امریکایی) حمله ی ناگهانی افراد تیم مدافع به کوارتربک (quarterback)
- تکش رعدآسا زدن
- حمله ی برق آسا
- ناگه تک
- ناگهان به کوارتر بک یورش بردن
- یورش بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blitz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blitz
proper
The series of air raids launched on various cities in Britain (not just London) by the German airforce in 1940-1. They were also known as the Baedeker Raids. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Blitz" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blitz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن