ترجمه "blistery" به فارسی

ابله دار, تاول زده بهترین ترجمه های "blistery" به فارسی هستند.

blistery adjective دستور زبان

Having blisters [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله دار

  • تاول زده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blistery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blistery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه