ترجمه "boots" به فارسی

چکمه, (انگلیسی) مستخدم هتل که کفش ها را واکس می زند, واکسی بهترین ترجمه های "boots" به فارسی هستند.

boots verb noun

Plural form of boot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چکمه

    noun

    Get in line before I bust your hole with my boot heel, maggot!

    قبل از اين که با پاشنه ي چکمه ام پاتو سوراخ کنم!

  • (انگلیسی) مستخدم هتل که کفش ها را واکس می زند

  • واکسی

    we cannot doubt that the boots or chamber maid of the hotel was well bribed to help him in his design.

    شکی وجود ندارد که پسرک واکسی یا مستخدمة هتل حق و حساب خوبی گرفته بودند تا در اجرای نقشهاش به او کمک کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boots " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "boots" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکا -خودمانی) سرباز وظیفه ی نیروی دریایی یا تفنگداران دریایی (به ویژه در اردوگاه نظامی) · (انگلیس) صندوق عقب اتومبیل (در امریکا و کانادا می گویند: trunk) · (عامیانه) اخراج کردن (شغل یا مکان) · (قدیمی) سود · (کامپیوتر) بار (موجود در حافظه) · اردنگ · اردنگ زدن · اشتیاق · با تیپا بیرون کردن · بهره جستن · بوت · بوت کردن · تیپا · رجوع شود به Denver boot · روکش لاستیکی رینگ یا چرخ دوچرخه و اتومبیل و غیره · روکفشی · فایده · فایده، سود · لگد · منفعت بردن یا دادن · موزه · هیجان و لذت · پای افزاری که لااقل تا قوزک پا برسد · پوتين يا چكمه · پوتین · چکمه · چکمه پوشیدن · کفش · گالش
  • تراژدی · نیم چکمه · پوتین
  • گرداننده راه انداز
  • تراژدی · چکمه
  • راه اندازی سرد
  • راه اندازی گرم
  • فروش پشت ماشینی
  • تراژدی
اضافه کردن

ترجمه های "boots" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه