ترجمه "bootstrap" به فارسی

خوداستوار, (کامپیوتر) بوت کردن (boot هم می گویند), به عهده گرفتن یا انجام دادن (بدون کمک دیگران) بهترین ترجمه های "bootstrap" به فارسی هستند.

bootstrap verb noun دستور زبان

A loop (leather or other material) sewn at the side or top rear of a boot to help in pulling the boot on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوداستوار

  • (کامپیوتر) بوت کردن (boot هم می گویند)

  • به عهده گرفتن یا انجام دادن (بدون کمک دیگران)

  • ترجمه های کمتر

    • تسمه ی پوتین
    • تسمه ی چکمه (که هنگام پوشیدن و درآوردن چکمه آن را می گیرند یا می کشند)
    • خود استوار بودن
    • دست تنها
    • راه اندازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bootstrap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bootstrap"

عباراتی شبیه به "bootstrap" با ترجمه به فارسی

  • بوتاسترپینگ · خودگردانی · راهاندازی خودکار
اضافه کردن

ترجمه های "bootstrap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه