ترجمه "bootstrapping" به فارسی

بوتاسترپینگ, خودگردانی, راهاندازی خودکار بهترین ترجمه های "bootstrapping" به فارسی هستند.

bootstrapping verb

Present participle of bootstrap. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوتاسترپینگ

    method

  • خودگردانی

  • راهاندازی خودکار

    a self-starting process that is supposed to proceed without external input

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bootstrapping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bootstrapping

Bootstrapping (compilers)

+ اضافه کردن

"Bootstrapping" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bootstrapping در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bootstrapping" با ترجمه به فارسی

  • (کامپیوتر) بوت کردن (boot هم می گویند) · به عهده گرفتن یا انجام دادن (بدون کمک دیگران) · تسمه ی پوتین · تسمه ی چکمه (که هنگام پوشیدن و درآوردن چکمه آن را می گیرند یا می کشند) · خود استوار بودن · خوداستوار · دست تنها · راه اندازی
اضافه کردن

ترجمه های "bootstrapping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه