ترجمه "boree" به فارسی
آکاسیا پاندولا ترجمه "boree" به فارسی است.
boree
noun
دستور زبان
[i]Obsolete form of bourrée[/i]. [..]
-
آکاسیا پاندولا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boree " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boree" با ترجمه به فارسی
-
مشتاق
-
(با مته یا هر چیز گردان) سوراخ کردن · (توپ و تفنگ و غیره)کالیبر · (هر چیزی که به خاطر طولانی بودن یا یکنواخت بودن و غیره خسته کننده باشد) کارناخوشایند · آدم خسته کننده · استعداد · اشترک · انجیردن · با فشار رد شدن (مثلا از میان جمعیت) · بلند آبخیز · تونل زدن · درون لوله یا سیلندر · دلزده کردن · دلزدگی · دهانه · زمان گذشته ی فعل : bear · سفتن · سنبیدن · سوراخ · سوراخ شدن · سوراخ کردن · سوله · شکاویدن · قطر داخلی (لوله) · قطر سوراخ · مشتاق · ملالت · ملالت آور · ملول و خسته کردن · موج بزرگی که از دریا به داخل مصب رودخانه نفوذ کند · پرازه · پرگو · چاه زدن · کالیبر · کسالت · گلوله خور · گمانه
-
(گیاه شناسی) اسفنج سفتگر (Clionidae)
-
حشرات چوبخوار
-
دستگاه حفاری تونل
-
بی حوصله · کسل
-
جلسه هیئت مدیره
-
رجوع شود به piddock
اضافه کردن مثال
اضافه کردن