ترجمه "break-even" به فارسی

(در موسسات نو پا و غیره) وابسته به زمانی که دخل و خرج برابر شود, برابر, سربسر بهترین ترجمه های "break-even" به فارسی هستند.

break-even adjective noun دستور زبان

(business, management) The level of revenues sufficient to cover costs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در موسسات نو پا و غیره) وابسته به زمانی که دخل و خرج برابر شود

  • برابر

    adjective
  • سربسر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " break-even " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "break-even" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "break-even" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه