ترجمه "breakaway" به فارسی

فرار, جدایی, انشعابی بهترین ترجمه های "breakaway" به فارسی هستند.

breakaway adjective noun دستور زبان

Having broken away from a larger unit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرار

    noun adjective
  • جدایی

    noun
  • انشعابی

  • ترجمه های کمتر

    • انشعاب
    • ترک
    • (تئاتر و غیره) زودشکن (اشیای قلابی که در صحنه های زد و خورد و غیره به آسانی و به طور بی خطر شکسته یا متلاشی می شوند)
    • (هاکی) یورش ناگهانی به دروازه ی حریف
    • جدا شده
    • جدایی گرای
    • عدول یا سرپیچی (از سنت یا روش و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breakaway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "breakaway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه