ترجمه "breakdown" به فارسی
ریز اقلام, فروپاشی, خرابی بهترین ترجمه های "breakdown" به فارسی هستند.
A failure, particularly mechanical; something that has failed [..]
-
ریز اقلام
listing or categorization in great detail
-
فروپاشی
The primary reason for marital breakdown, disagreements, and divorce in the United States is arguments about money.
دلیل اصلی شکست و فروپاشی ازدواجها، عدم توافقها و طلاق در امـریکا، بحث و مشاجره درباره پول است.
-
خرابی
nounallowing for adverse weather or a two day breakdown.
و یک فرصت دو روزه برای خرابی هوا و یا شکستگی کشتی در نظر گرفته بود.
-
ترجمه های کمتر
- اختلال
- فروریزش
- فروکافت
- فروریخت
- تلاشی
- جزئیات
- (رقص های محلی امریکا) جنبش و چرخش تند
- از دست دادن سلامتی (جسمی و روانی)
- از کار افتادگی
- خراب شدن (ماشین آلات و ابزار و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breakdown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A shape in a PivotDiagram, positioned along the connector between a parent PivotDiagram node and the children of that node.
-
شکست
A shape in a PivotDiagram, positioned along the connector between a parent PivotDiagram node and the children of that node.
The primary reason for marital breakdown, disagreements, and divorce in the United States is arguments about money.
دلیل اصلی شکست و فروپاشی ازدواجها، عدم توافقها و طلاق در امـریکا، بحث و مشاجره درباره پول است.
عباراتی شبیه به "breakdown" با ترجمه به فارسی
-
فروپاشی روانی
-
ساختار شکست کار
-
شکست بهمنی
-
ساختار شکست هزینه
-
ساختار شکست کار
-
ساختار سازمانی اجرائی
-
ساختار شکست سازمانی
-
ساختار شکست کار قرار داد · ساختار شکست کار قرارداد