ترجمه "breakage" به فارسی
شکستگی, شکست, شکستن بهترین ترجمه های "breakage" به فارسی هستند.
breakage
noun
دستور زبان
The act of breaking. [..]
-
شکستگی
noun -
شکست
noun'I don't think we have ever had any breakages in the morning room before.
برای اینکه تا امروز در اتاق کار خانم هرگز چیزی نشکسته بود.
-
شکستن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خسارت ناشی از شکستگی
- مبلغ پرداختی بابت شکستگی
- مقدار شکستگی
- چیز شکسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breakage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن