ترجمه "bream" به فارسی
سيم, ماهی سیم, (جانورشناسی) بهترین ترجمه های "bream" به فارسی هستند.
bream
verb
noun
دستور زبان
A European fresh-water cyprinoid fish of the genus Abramis, little valued as food. Several species are known. [..]
-
سيم
He didn't get so much as a nibble from a bream or an eel or a hornyhead.
يه بيشتر از چندتا مار ماهي و ماهي سيم يا اسب آبي نگرفت
-
ماهی سیم
fishery related term
I never came back from the pool without at least a dozen small bream.
هیچ وقت بدون صید کردن حداقل یک دوجین ماهی سیم، از برکه بازنگشتم.
-
(جانورشناسی)
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) حرارت دادن ته کشتی و ساییدن آن (به منظور تمیز کردن)
- انواع ماهی های آب شیرین مانندخورشیدماهی
- انواع ماهیان دریایی از تیره ی Sparidae
- بریم (Abramis brama)
- داغ کردن و خراشاندن
- ماهي سيم آب شيرين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bream " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bream"
عباراتی شبیه به "bream" با ترجمه به فارسی
-
ماهي سيم آب شيرين · ماهی سیم
-
سیمپرک
-
(جانور شناسی) ماهی پورگی (Archosargus rhomboidalis - بومی کرانه های شرقی امریکای شمالی) · ماهی سیم دریایی
-
ماهی سیم
-
ماهي سيم آب شيرين · ماهی سیم
-
(جانور شناسی) ماهی پورگی (Archosargus rhomboidalis - بومی کرانه های شرقی امریکای شمالی) · ماهی سیم دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن