ترجمه "breakwater" به فارسی

موجشکن, خاکریز, سیاه بهترین ترجمه های "breakwater" به فارسی هستند.

breakwater noun دستور زبان

a construction in or around a harbour designed to break the force of the sea and to provide shelter for vessels lying inside [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موجشکن

    I went along the breakwater and stood at the end of it, leaning against the rounded wall.

    برای اینکه بیشتر به آن نزدیک گردم، از روی موجشکن عبور کرده و در انتهای آن به گوشهای تکیه دادم.

  • خاکریز

    noun
  • سیاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اسکله بندر
    • دیواره سد
    • موج شکن
    • موج شکن (breakwall هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breakwater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "breakwater"

عباراتی شبیه به "breakwater" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "breakwater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه