ترجمه "breakthrough" به فارسی
جهشی, رسوخ, رخنه کردن (در خطوط دفاعی دشمن وغیره) بهترین ترجمه های "breakthrough" به فارسی هستند.
breakthrough
adjective
noun
دستور زبان
Characterized by major progress or overcoming some obstacle. [..]
-
جهشی
-
رسوخ
-
رخنه کردن (در خطوط دفاعی دشمن وغیره)
-
ترجمه های کمتر
- عبور از مانع
- فرا شکافت
- پیشرفت یا کشف مهم (در علوم یا مذاکرات وغیره)
- چیز یافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breakthrough " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "breakthrough" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت راهبردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن