ترجمه "brilliancy" به فارسی

درخشش, تشعشع, لوستر بهترین ترجمه های "brilliancy" به فارسی هستند.

brilliancy noun دستور زبان

a shining quality; brilliance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشش

    noun

    the brilliancy was all in his quick gray eyes.

    همه درخشش وجودش از چشمان خاکستری هوشیارش سرچشمه میگرفت.

  • تشعشع

    noun
  • لوستر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • درخشان
    • جلوه
    • زرق وبرق
    • شکوه وجلال
    • پر نور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brilliancy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brilliancy" با ترجمه به فارسی

  • (brilliancy هم می گویند) · ابهت · استادی · بزرگی · تابش · تابناکی · تشعشع · درخشش · درخشندگی · درخشندگی زیاد · زرنگی و مهارت · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · نورافشانی · هوش سرشار
  • (brilliancy هم می گویند) · ابهت · استادی · بزرگی · تابش · تابناکی · تشعشع · درخشش · درخشندگی · درخشندگی زیاد · زرنگی و مهارت · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · نورافشانی · هوش سرشار
  • (brilliancy هم می گویند) · ابهت · استادی · بزرگی · تابش · تابناکی · تشعشع · درخشش · درخشندگی · درخشندگی زیاد · زرنگی و مهارت · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · نورافشانی · هوش سرشار
  • (brilliancy هم می گویند) · ابهت · استادی · بزرگی · تابش · تابناکی · تشعشع · درخشش · درخشندگی · درخشندگی زیاد · زرنگی و مهارت · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · نورافشانی · هوش سرشار
  • (brilliancy هم می گویند) · ابهت · استادی · بزرگی · تابش · تابناکی · تشعشع · درخشش · درخشندگی · درخشندگی زیاد · زرنگی و مهارت · شان · شکوه · شکوه وجلال · عظمت · فرهی · نورافشانی · هوش سرشار
اضافه کردن

ترجمه های "brilliancy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه