ترجمه "brining" به فارسی

شورگذاری, نمكزنی بهترین ترجمه های "brining" به فارسی هستند.

brining verb

Present participle of brine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شورگذاری

  • نمكزنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brining " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brining" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) اشک · آب دریا · آب نمک · آب نمک زدن · آب پر نمک (که برای خیارشور خواباندن و غیره به کار می رود) · آبنمک · اشک · اقیانوس · در آب نمک خواباندن · دریا · شورآب · شورآبه · شوراب · نمک سود کردن
  • شورآبها
  • (جانورشناسی) نوعی میگو از جنس Artemia که در مرداب های شورابی زیست می کند
اضافه کردن

ترجمه های "brining" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه