ترجمه "bunny" به فارسی

خرگوش, پینه, (زبان کودکانه) خرگوش (bunny rabbit هم می گویند) بهترین ترجمه های "bunny" به فارسی هستند.

bunny adjective noun دستور زبان

A rabbit, especially a juvenile. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرگوش

    noun

    Yeah, but then they refused to drink their milk because they thought the bunnies would drown.

    بله ، ولی بعدش شیر نمی خوردند چون فکر می کردند که خرگوش ها غرق می شن

  • پینه

    noun
  • (زبان کودکانه) خرگوش (bunny rabbit هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bunny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bunny"

عباراتی شبیه به "bunny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bunny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه