ترجمه "burn" به فارسی

سوختن, سوختگی, آتشسوزی بهترین ترجمه های "burn" به فارسی هستند.

burn Verb verb noun دستور زبان

A physical injury caused by heat or cold or electricity or radiation or caustic chemicals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوختن

    noun verb

    be consumed by fire [..]

    To burn without ceasing to fly, therein lies the marvel of genius.

    سوختن و از پرواز وانماندن خارقهیی از نبوغ است.

  • سوختگی

    noun

    injury to flesh or skin, often caused by excessive heat

    She had seen Alexandra's burns, and they had filled her with horror.

    سوختگی بدن آلکساندرا را دیده بود، و دیدن آن وجودش را آکنده از ترس ساخته بود.

  • آتشسوزی

    noun

    the act of burning something

    The sunset burned in the west.

    و فروغی مانند آتشسوزی داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • دل سوختن
    • سوزاندن
    • شدت گرفتن
    • sukhtan
    • سوزه
    • تفتن
    • (امریکا - خودمانی) با جریان شدید برق اعدام کردن 3
    • (با سوزاندن در آتش) کشتن
    • (به عنوان سوخت) مصرف کردن
    • (حیوانات را به منظور شناسایی) داغ کردن
    • (خشت و غیره رادر کوره) پختن 2
    • (خودمانی) کلاهبرداری کردن
    • (در اثر سوخت و ساز) تبدیل به انرژی کردن
    • (عامیانه) احساس گرمی کردن 6
    • (پزشکی) سوزاندن (زخم و غیره) 1
    • آتش زدن یا گرفتن
    • آتش کردن (موشک فضایی)
    • با آتش سوختن
    • خاکستر کردن
    • داغ زدن
    • داغ کردن
    • در اشتیاق (یا خشم و غیره) سوختن 7
    • درخشیدن 5
    • سوخته شدن (در اثر آفتاب)
    • سوختگی (در اثر حرارت یا تابش)
    • سوزش داشتن
    • مشتعل کردن یا شدن
    • نسخه برداری
    • نشان داغی زدن به 0
    • چاپیدن 4
    • گوشبری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "burn"

عباراتی شبیه به "burn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "burn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه