ترجمه "burner" به فارسی

چراغ, شعله, سوختگر بهترین ترجمه های "burner" به فارسی هستند.

burner noun دستور زبان

(slang) A mobile phone used for only a short time and then thrown away so that the owner cannot be traced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چراغ

    noun

    Winston lit the burner and set a pan of water to boil.

    و ین ستون چراغ را روشن کرد و ظرفی آب روی آن گذاشت تا جوش بیاید.

  • شعله

    noun proper

    you do no paper near the bunsen burner

    اينطوري فكر ميكني هيچ كاغذي نبايد نزديك بونزن شعله باشه

  • سوختگر

  • ترجمه های کمتر

    • آتشدان
    • دیگدان
    • فتیله
    • (در چراغ خوراک پزی و بخاری و کوره و غیره) دهانه یا زبانه ای که آتش یا حرارت از آن بیرون می آید
    • دستگاه سوختگر
    • دستگاه سوزاندن (زباله و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Burner noun دستور زبان

A participant in the Burning Man festival. [..]

+ اضافه کردن

"Burner" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Burner در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "burner"

عباراتی شبیه به "burner" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد چراغ و بخاری و فرخوراک پزی و غیره) دهانه ای که از آن شعله ی گاز خارج می شود · اجاق گاز · شعله ی گاز · مخرج گاز · مشعل گازسوز · مشعل گازی
  • سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
  • ارجحیت · سزاوارتری
  • اجاقها · خوراكپزها
  • (شیمی) چراغ گازی کوچک که شعله ی داغ و آبی رنگی دارد · چراغ بونزن
  • کپی کننده دیسک
  • (نام بازرگانی) چراغ گاز · چراغ توری
  • آهک پز (کسی که کارش آهک پزی است)
اضافه کردن

ترجمه های "burner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه