ترجمه "casing" به فارسی
غلاف, پوشش, روده بهترین ترجمه های "casing" به فارسی هستند.
casing
noun
verb
دستور زبان
That which encloses or encases. [..]
-
غلاف
nounSpent casings, but the innards are all us.
غلاف های استفاده شده قسمت داخلش رو هم خودمون میسازیم
-
پوشش
nounWell, we'll cover the perimeter in case you need backup.
خب ، ما منطقه رو پوشش ميديم هر وقت نياز به کمک داشتي
-
روده
nounSo far we're finding 9-millimeter casings.
تا اینجا مایه روده 9 میلیمتری پیداکردیم.
-
ترجمه های کمتر
- روکش
- بدنه
- رویی
- برونه
- تبوش
- جدار
- اندود
- پوشاندن
- لاشه
- ترکش
- جلد
- پوش
- (اتومبیل) کارتر
- (در و پنجره) چارچوب
- (صنعت نفت) لوله ی محافظ
- (ماشین آلات) قاب
- غلاف کردن
- لوله محافظ
- نخ دوزی تایر اتومبیل و غیره (که عاج روی آن قرار دارد)
- نیام کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " casing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "casing" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) عشق زودگذر · (امریکا- عامیانه) آدم عجیب و غریب · (خودمانی) تحت نظر گرفتن (به ویژه به منظور سرقت) · (در دادگاه و غیره) دعوی · (دستور زبان) حالت · (فشنگ) پوکه · (چاپ) گاس · ادعا · ادعا نامه · ادعا یا تعقیب قانونی · باره · جا · جعبه · جفت · جلد · جلد کردن · حادثه · حالت · حالت دستوری · حقه · خوکچه هندی · دان · در خود جادادن · در گنجانه (یا جعبه یا روکش و غیره) گذاشتن · دست · دعوی حقوقی، جمع، دعاوی · دل ربودگی · دوتا · روکش · روکش کردن · رویه · سرگذشت · شان · شاهد · شخص غیر عادی · شخص مورد بررسی · شکایت قانونی · صندوق · صندوقه · غلاف · فواره · قاب · قضیه · قفسه · لحظه · مثال · مثل · محفظه · مدارک یا شواهد قانع کننده · مراجع · مشتری · مورد · موضوع · نمونه · نیام · وضع · وضعیت · وهله · ویترین · پرونده · پوست · پوسته · پوشاندن · پوشش · پوشه · پوشینه · چارچوب · چمدان · کیس · کیف · گارسه · گاسه · گنجانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن