ترجمه "casings" به فارسی
ریختنیها, ریختنیها (کشتار) بهترین ترجمه های "casings" به فارسی هستند.
casings
noun
Plural form of casing. [..]
-
ریختنیها
-
ریختنیها (کشتار)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " casings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "casings" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) عشق زودگذر · (امریکا- عامیانه) آدم عجیب و غریب · (خودمانی) تحت نظر گرفتن (به ویژه به منظور سرقت) · (در دادگاه و غیره) دعوی · (دستور زبان) حالت · (فشنگ) پوکه · (چاپ) گاس · ادعا · ادعا نامه · ادعا یا تعقیب قانونی · باره · جا · جعبه · جفت · جلد · جلد کردن · حادثه · حالت · حالت دستوری · حقه · خوکچه هندی · دان · در خود جادادن · در گنجانه (یا جعبه یا روکش و غیره) گذاشتن · دست · دعوی حقوقی، جمع، دعاوی · دل ربودگی · دوتا · روکش · روکش کردن · رویه · سرگذشت · شان · شاهد · شخص غیر عادی · شخص مورد بررسی · شکایت قانونی · صندوق · صندوقه · غلاف · فواره · قاب · قضیه · قفسه · لحظه · مثال · مثل · محفظه · مدارک یا شواهد قانع کننده · مراجع · مشتری · مورد · موضوع · نمونه · نیام · وضع · وضعیت · وهله · ویترین · پرونده · پوست · پوسته · پوشاندن · پوشش · پوشه · پوشینه · چارچوب · چمدان · کیس · کیف · گارسه · گاسه · گنجانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن