ترجمه "caving" به فارسی
غارنوردی ترجمه "caving" به فارسی است.
caving
verb
noun
دستور زبان
The recreational sport of exploring caves. [..]
-
غارنوردی
recreational pastime of exploring wild cave systems
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caving" با ترجمه به فارسی
-
اجابت کردن · اشکفت · تسلیم شدن · در غار اکتشاف کردن · رجوع شود به cave in · سر فرود آوردن · غار · غار کندن · غار گردی کردن · مغار · مغاره · مَغاک · کاو · کریشک · کف · گرسنگی · گریشنگ · گود
-
نیک کیو اند د بد سیدز
-
آدم رک و کمی بی ادب (به ویژه نسبت به خانم ها) · اشکفت زی (cave dweller هم می گویند) · انسان اولیه (آغازین) که در غار زندگی می کرد · غارنشین
-
غارها
-
غار دریایی
-
غار برفی
-
آوار · فروریخت · فروریزش · فروریزگاه · فروریزی · محل فروریزی (معدن یا کوه و غیره) · محل نشست (زمین و غیره)
-
غار گدازهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن