ترجمه "cavity" به فارسی

گودال, سوراخ, حفره بهترین ترجمه های "cavity" به فارسی هستند.

cavity noun دستور زبان

A hole or hollow depression. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گودال

    noun

    concluded that some unhappy man must be shut up in the cavity.

    چنین قیاس گرفتم که باید مرد شوربختی را در آن گودال افکنده باشند.

  • سوراخ

    noun

    Or would you like to do a full body cavity search?

    يا ميخوايد هر سوراخ سنبه اي رو بگرديد ؟

  • حفره

    The torch, which had been replaced in its cavity in the pavement, had just been extinguished.

    مشعل را که دوباره در حفره سنگیش جای گرفته بود خاموش کردند.

  • ترجمه های کمتر

    • گودی
    • کاواک
    • تهینه
    • مغاک
    • پوکی
    • کاواکی
    • کاوگاه
    • کاوی
    • چال
    • گود
    • گرسنگی
    • (الکترونیک) محفظه ای رزناس
    • (دندان پزشکی) کرم خوردگی
    • فضای خالی
    • پوسیدگی استخوان
    • کرم خوردگی دندان
    • گنجانه ی باز آوایی
    • گودال،
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cavity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cavity"

عباراتی شبیه به "cavity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cavity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه