ترجمه "cavitied" به فارسی
خانه خانه, سوراخ سوراخ بهترین ترجمه های "cavitied" به فارسی هستند.
cavitied
adjective
دستور زبان
Having cavities. [..]
-
خانه خانه
adjective -
سوراخ سوراخ
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cavitied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cavitied" با ترجمه به فارسی
-
)نادند( یگدروخ مرك
-
حفرههای بدن
-
برونشامه · حفره پريكارد · پریکارد
-
حفره جمجمهای
-
حفره صفاقي · رودهبند · صفاق · پریتوان · چادرينه
-
(الکترونیک) محفظه ای رزناس · (دندان پزشکی) کرم خوردگی · تهینه · حفره · سوراخ · فضای خالی · مغاک · پوسیدگی استخوان · پوکی · چال · کاواک · کاواکی · کاوگاه · کاوی · کرم خوردگی دندان · گرسنگی · گنجانه ی باز آوایی · گود · گودال · گودال، · گودی
-
حفره جنبي · پرده جنب
-
حفره صماخي · صندوق صماخ · طبل · لوله استاش · مجراي شنوايي · پرده صماخي · پرده گوش · گوش میانی · گوشها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن