ترجمه "chilli" به فارسی

رجوع شود به chili ترجمه "chilli" به فارسی است.

chilli noun دستور زبان

The pungent fresh or dried fruit of any of several cultivated varieties of capsicum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجوع شود به chili

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chilli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chilli" با ترجمه به فارسی

  • (به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
  • فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
  • فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
  • خنکی · سردی · سرماخوردگی
  • فلفل قرمز
  • (به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
  • خنکی · سردی · سرماخوردگی
  • (به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
اضافه کردن

ترجمه های "chilli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه