ترجمه "chilly" به فارسی
سرد, فراشا, چایشگر بهترین ترجمه های "chilly" به فارسی هستند.
chilly
adjective
noun
دستور زبان
Cold enough to cause shivering; or suddenly feeling cold [..]
-
سرد
adjectiveLate in the evening she returned home and found it bare, chilly and disagreeable.
شب خیلی دیروقت به خانه خالی و سرد و بیمهرخود برگشت.
-
فراشا
-
چایشگر
-
ترجمه های کمتر
- چایشی
- (به طور ناراحت کننده) خنک
- (رفتار) غیر دوستانه
- (نسبتا) سرد
- دلسرد کننده
- سرد کننده
- مایوس کننده
- نومید کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chilly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chilly" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به chili
-
فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
-
فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
-
خنکی · سردی · سرماخوردگی
-
فلفل قرمز
-
خنکی · سردی · سرماخوردگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن