ترجمه "chilliness" به فارسی
سرماخوردگی, خنکی, سردی بهترین ترجمه های "chilliness" به فارسی هستند.
chilliness
noun
دستور زبان
The state or sensation of being chilly; a disagreeable sensation of coldness. [..]
-
سرماخوردگی
noun -
خنکی
A sweep of chilly air passed by
باد خیلی خنکی وزید
-
سردی
Mme. de Restaud's expression was reserved and chilly
مادام دورست و قیافه خشک و سردی به خود گرفته بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chilliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chilliness" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به chili
-
(به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
-
فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
-
فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
-
فلفل قرمز
-
(به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
-
(به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
-
(به طور ناراحت کننده) خنک · (رفتار) غیر دوستانه · (نسبتا) سرد · دلسرد کننده · سرد · سرد کننده · فراشا · مایوس کننده · نومید کننده · چایشگر · چایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن