ترجمه "chilling" به فارسی

خنكسازي, ترسناک, دلسردکننده بهترین ترجمه های "chilling" به فارسی هستند.

chilling adjective noun verb دستور زبان

Becoming cold. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنكسازي

  • ترسناک

    adjective

    Ron added to Harry as the group of second year girls who had been listening to his chilling tale departed.

    پس از پراکنده شدن گروهی از دخترهای سال دوم که به قصه ترسناک رون گوش میدادند رون از هری پرسید:

  • دلسردکننده

  • ترجمه های کمتر

    • سردکننده
    • سرمایش
    • مرتعش
    • پيشسرمايش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chilling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chilling" با ترجمه به فارسی

  • خنکی · سرماخوردگی · چایمان
  • تب مالاریا · تب نوبه · تب و لرز
  • (رفتار) سرد · (فلزکاری) قالب سرد · (ناگهان) هراساندن · (هوا) سرد · (هوا) سوزدار · (چیز گرم را) سرد کردن (ولی نه به مرحله ی انجماد) · احساس سردی کردن · ارتعاش · اشمئزاز · بیم · ترس · ترساندن · حس خارش · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · دلسردی · دچار چندش کردن · رعشه · ریجه · ریخته گری چایشی (تبریدی) · زکام · سرد ریز(ی) · سردکردن · سرما · سرماخوردگی · سرماخوردگی (خفیف) · صدا · فراشا · لرز · لرز کردن · لرزه · لرزه (در اثر ترس یا تنفر) · مبرد · نزله · هراس (ناگهانی) · هول کردن · هیجان · چایشگری · چایمان · چاییدن · چندش · چندیدن
  • گوشت · گوشت تازه · گوشت یخی
  • خنک · سرد
  • آرامش
  • بادچایش · ضریب چایش (برآورد تقریبی اثر هوا و باد بر بدن انسان از راه محاسبه ی میزان حرارت از دست رفته) (windchill factor هم می گویند)
  • (رفتار) سرد · (فلزکاری) قالب سرد · (ناگهان) هراساندن · (هوا) سرد · (هوا) سوزدار · (چیز گرم را) سرد کردن (ولی نه به مرحله ی انجماد) · احساس سردی کردن · ارتعاش · اشمئزاز · بیم · ترس · ترساندن · حس خارش · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · دلسردی · دچار چندش کردن · رعشه · ریجه · ریخته گری چایشی (تبریدی) · زکام · سرد ریز(ی) · سردکردن · سرما · سرماخوردگی · سرماخوردگی (خفیف) · صدا · فراشا · لرز · لرز کردن · لرزه · لرزه (در اثر ترس یا تنفر) · مبرد · نزله · هراس (ناگهانی) · هول کردن · هیجان · چایشگری · چایمان · چاییدن · چندش · چندیدن
اضافه کردن

ترجمه های "chilling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه