ترجمه "circularize" به فارسی
بخشنامه صادرکردن, بخشنامه کردن, به صورت پخش کردن بهترین ترجمه های "circularize" به فارسی هستند.
circularize
verb
دستور زبان
To publicize something by publishing and distributing circulars. [..]
-
بخشنامه صادرکردن
verb -
بخشنامه کردن
-
به صورت پخش کردن
-
ترجمه های کمتر
- دورانی کردن
- مدور کردن
- همه پرسی کردن
- پرهون کردن
- گرد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circularize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circularize" با ترجمه به فارسی
-
(مکانیک و نجاری) اره ی چرخی · اره گرد · اره ی صفحه ای · اره ی مجمعه (یا مجموعه)
-
(واحد اندازه گیری قطر سیم) میل مدور · پیراسنج
-
بخشنامه- دستورالعمل عمومی-تسلسل-دایره وار
-
حافظه میانگیر دایره ای
-
تاییدیه بدهکاران
-
چرخه اعتباری اسنادی
-
جریان تسلسل درآمد
-
بخشنامه · بخشنامه- دستورالعمل عمومی – تسلسل-دایره وار · حلزونی · حلقوی · دارای حرکت دایره وار یا مارپیچی · دایره · دایره وار · دور و دراز · دورانی · غیرمستقیم · مدور · مستدیر · ناراست · هرچه که برای پخش به تعداد زیاد تهیه شده باشد (مثلا آگهی یا نامه) · پرهونی · پرگرسان · پیچاپیچ (roundabout هم می گویند) · چرخنده · چنبری · گرد · گرد نا · گرده (round هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن