ترجمه "circulate" به فارسی
(به آسانی) حرکت کردن, انتشار دادن, بخشنامه صادرکردن بهترین ترجمه های "circulate" به فارسی هستند.
circulate
verb
دستور زبان
(intransitive) to move in circles or through a circuit [..]
-
(به آسانی) حرکت کردن
-
انتشار دادن
verb -
بخشنامه صادرکردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بخشنامه کردن
- جابه جا شدن
- جاری شدن (مثل آب در لوله یا هوا در ساختمان)
- در راستای دایره حرکت کردن
- دور زدن
- دور گشتن
- سیار بودن
- سیر کردن
- منتشر کردن
- پخش کردن
- پراکنده شدن یا کردن
- پرهون کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circulate" با ترجمه به فارسی
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
گردش خون
-
رجوع شود به repeating decimal
-
دارائیهای جاری
-
گزارش کردن
-
انتشاردهنده · گرداننده
-
بار در گردش
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن