ترجمه "circulate" به فارسی

(به آسانی) حرکت کردن, انتشار دادن, بخشنامه صادرکردن بهترین ترجمه های "circulate" به فارسی هستند.

circulate verb دستور زبان

(intransitive) to move in circles or through a circuit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به آسانی) حرکت کردن

  • انتشار دادن

    verb
  • بخشنامه صادرکردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بخشنامه کردن
    • جابه جا شدن
    • جاری شدن (مثل آب در لوله یا هوا در ساختمان)
    • در راستای دایره حرکت کردن
    • دور زدن
    • دور گشتن
    • سیار بودن
    • سیر کردن
    • منتشر کردن
    • پخش کردن
    • پراکنده شدن یا کردن
    • پرهون کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "circulate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "circulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه